تمام وجودم سبحان
نازدلم سلام .
تا چندروز دیگه چهار ماهت تموم میشه و میری تو پنج ماه خوشحالم از این لحاظ که بزرگ شدنت رو می بینم و ذوق میکنم اما ناراحتم از این لحاظ که چند روز دیگه واکسن 4 ماهگیته و من دوباره از همین الان دلم برات کبابه
اگه واسه سلامتیت نبود هیچ وقت راضی به واکسن نبودم اما چاره چیه ؟
تازگیا مثل موش ها شدی با کنجکاوی به همه چیز نگاه میکنی وقتی برات ماشینات رو روشن میکنم با دقت نگاه میکنی و از اسباب بازی هایی که صدا و چراغ داره خیلی خوشت میاد . هر چیزو که به دستت میرسه میکنی تو دهنت و با اینکه کلی شیر میخوری ولی همیشه دستت تو دهنته . سر سفره که ما داریم غذا میخوریم تو دهنتو مزه میکنی از بس زرنگی می دونی که اینا خوردنیه و من یکم از غذا بهت میدم و تو دست و پا میزنی که بازم بده بخورم شکموی من . خیلی شیرین شدی خدا حفظت کنه بعضی موقع دوست دارم گازت بگیرم از بس خودتو واسم لوس میکنی . یه دنیا دوستت دارم عاشقتم بلای من 


تمام وجودم سبحان
